من شاید نگاهت نکنم

تو در اختیار من نیستی

اشک هایم حلالت نمی کنند

سرازیر شدند تا ما را آشتی دهند

خندیدی و دستمال کاغدی

برایم هدیه آوردی

....من شاید در اختیار نگاهت نیستم