یاد آفتاب2

"عطر عاشقی"

نفس هایم به شماره افتاده است ؛یعنی اصلا ً نفس کشیدن برایم زحمت شده است .ترجیح می دهم نفس نکشم تا یک لحظه عِطر حضور تو را استشمام کنم ،حضوری سبز تر از هزار بار بهار ،حضوری پر برکت تر از هزار بار باران.

اگر تصمیم بر آن داری که نباشم ،باشد مطلبی نیست ،نیستم کن !

اما

یک لحظه ام بر من ببخشای قبل از آنی که انتظارت نیستم کند وعطر عاشقی تو نفسم بگیرد رخصت دو رکعت نمازم ده؛رکعتی در ظهورت و رکعتی در حضورت ، باشد که این عشق و نیاز مرا در آن لحظه ماندگار کند.

خدا را چه دیدی؟!!!