غروب های جمعه ،غروب دلواپسی ست،غروبهای چشم براهی.

تو میون  این همه جمعه های خدا فقط یکی از اونها به ما وعده داده شده.

دلواپسم که این روز همین جمعه اگه همون جمعه موعود باشه من چه چیز برای استقبال از تو دارم؟!

هیچ...

اما دلخوشم

دلخوشم که حکومت تو حکومت مستضعفانه

و من

چون هیچ ندارم

مستضعفم

و

شامل حکومت تو

پس

چه مفلس و چه دارا

با توام !

و از حکومت تو هیچ فراری نیست که قراری نداریم.