"سفره ی دوست"
امروز دم افطار حدود ساعت 6و نیم با دوربین سفره دوست ( ویژه برنامه افطار شبکه قرآن سیما)به همراه تصویر بردار عزیز آقای ولی زاده روونه ی مسجد امام حسین علیه السلام شدیم.
هدف تصویر گرفتن از مردم روزه داری بود که تو مسجد و اطراف مسجد بودن مثل کسبه محل .قبل از رسیدن به مسجد تو مسیر تو ذهنم یه سری سوالات رو ردیف می کردم تا از مردم بپرسم و مثل همیشه با یه چاشنی شاد.هزار جور سوال از ذهنم گذشت تا به مسجد رسیدیم.
اول در مورد محلی مناسب برای پلاتوی سلام حرف زدیم تا اینکه قرار شد از ورودی مسجد شروع کنیم و من پلاتوی سلام رو ضبط کردم؛طلوع میکند آن آفتاب پنهانی /زسمت مشرق جغرافیای عرفانی/دوباره پلک دلم میپرد نشانه ی چیست؟/شنیده ام که میاید کسی به مهمانی و سلام...
بعد رفتم سراغ مردم ،بعضی ها میگفتن که ما آماده نیستیم،ما اطلاعات عمومی نداریم،بعضی ها هم میگفتن که وقت نداریم!! اما بعضی ها خودشون داوطلب حرف زدن با دوربین ما میشدن.خلاصه شروع کردم به سوال کردن ،از حال و هواشون تو ماه خدا پرسیدم از اینکه اولین روز روزه داریشون رو بیاد دارن یا نه؟ بعضی ها هم از گرما گله مند بودن که آقا سخته سخت !!
در کنار سوالات دیگه یه سوال رو از جایگاه یه جوون از همشون پرسیدم و اون اینکه اگه یه جوونی رو ببینن که دونسته یا ندونسته روزه میخوره چطور باهاش برخورد میکنن که اولا ً ناراحت نشه و ثانیا ً در اون جوون تاثیر بذاره،جالب که عرض کنم همه بالاتفاق گفتند :دین ما دین اخلاقه ،دین مهربونیه ،دین خوشروییه ؛پس با لطافت و مهربانی اون رو متوجه اشتباهش می کنیم و اگر هم عذری داشته باشه بهش میگیم که جوون بهتره تو دید مردم چیزی نخوری و حداقل بری یه گوشه و کناری تا کسی تو رو نبینه.
همه میگفتن از ماه خدا انرژی میگیریم و از اینکه به خدا نزدیک میشیم خیلی خوشحالیم و حس خوبی داریم.همه ی اینها در جای خودش جالب و شنیدنی و حتی دیدنی که انشاء الله خواهید دید. اما اون چیزی که باعث شد بنویسم این بود که همه ی این آدمها صاف و ساده جلوی دوربین حرف می زدن به درو از هر گونه غلو و خودنمایی .اکثریت مردم روزه دار به راحتی حرف دلشون رو می زدند و از حال و هواشون میگفتن بدون هر تعارفی ،برام جالب بود حتی بعضی ها با دوربین درد دل هم میکردن از گذشته ها شون میگفتن و اینکه قدیما سفره های افطاری و سحری خیلی ساده پهن میشد اما الان تا هزار جور غذا و مخلفات تو سفره نباشه به دل آدما نمی چسبه؛ یعنی باید حتما ً آش و حلیم و حلوا و سوپ و شله زرد و مرغ و برنج و کمی هم نون و پنیر و خیلی غذاهای دیگه باشه تا بگن طرف افطاری داد! غافل از اینکه با یک خرما هم میشه کسی رو به افطاری دعوت کرد تا از ثواب افطار دادن عقب نمونیم ، مهم دل آدماست که باید تو سفرش همه چیزی باشه ؛محبت و انسانیت وعشق و علاقه و ایمان و سادگی و زلالی و پاکی که اگه اینا تو سفره دل آدما نباشه اصلا ً نمیشه کنار سُفرشون نشست!
اگه ساده باشیم به جایی بر نمیخوره!
راستی افطاری مسجد امام حسین مثل مردمش ساده بود؛نون و خرما و یه لیوان شیر داغ که خداییش بعد از اون همه حرف زدن با مردم و حرف کشیدن ازشون اونهم با زبون روزه خیلی چسبید.
و کلام آخر همون پلاتوی خداحافظی بود که موقع اذان ضبط کردم؛بندگان خوب خدا لحظات شیرین افطار نوش جان!
بهار آمد
رمضان آمد
لحظه های ناب سحر آمد
اما
تو نیامدی آقای مهربون!
التماس دعامون تبریک ماه خداست.
خدانگهدار![]()
به نام خداوند آسمانها،خداوند زمین و هر آنچه میان این دو است.بی مقدمه سلام،سلام یکی از نامهای خداست.