«خوش زیست و خوش رفت»
حضرت آیتالله حاج شیخ محمدتقی بهجت فومنی رحمت الله علیه؛ رحمتاً واسعه، شاخص مبرهن تقوا و معیار عمل به نص کریمه قرآن حکیم آنجا که میفرماید: «و ما خلقت الجن و الانس الاّ لیعبدون» (و ما جن و انس را جز برای عبادت و پرستش خلق نکردیم) و حدیث تفسیری از حضرت صادق مصدق علیهالسّلام در ذیل آیة مذکور «أَی لیعرفون» (یا به عبارت دیگر جز برای شناخت نیافریدیم)بود.
شناخت برای عبادت و فرمانبرداری از حضرت حق مسیر مستقیم زندگی 96ساله فقیه عالم، عارف کامل و عالم ربانی حضرت آیتالله بهجت قدسالله نفسه زکیّه میباشد، به طوری که هر انسان متعهد و معتقدی که توفیق محضر نورانیاش را پیدا میکرد معترف به این امر روشنتر از خورشید ایشان بود. حقیقتی که همچون آفتاب وجودش میدرخشید و جلوه نمایی میکرد و هر صاحب عقل و خرد و ایمانی را به خود معطوف مینمود.

روح مطهر و والای حضرت آیتالله بهجت (طاب ثراه) سراسر خیر و نیکی و برکت بود، ذرهای از آلودگی و ناپاکی به حریم وجودش راه نداشت، قطرهای از عصمت میراث ائمهمعصومین صلوات الله علیهم اجمعین بر دل پاکش بارید و او را برای پاک زیستن و پاک رفتن مهیا کرد. پیوند بدون فصل و جدایی مردم با آستانِ انسانساز او امری غیر قابل انکار و بدیهی است. مسئلهای که او را محبوب دلهای عام و خاص کرد این بود که دل از همه غیر از آن صاحب دلها برید، بر در خانة دل نشست و او غیر از دوست هرچه بود و نبود را از خانة دلش راند، تا مبادا خانة ابرارشود خانة اغیار. همت والایش مسیر مستقیم حُبّ الهی و حُبّ موالی رحمانی را پیمود و شد آنکس که بالجمله؛ مقلّد و غیر مقلّد، آشنا و غریبه در غم از دست دادن او گریست. رفتن ایشان با آن همه عظمت نشأت گرفته از مولایش حضرت ولیعصر(عج)، تلنگری بود برای اهل همّت و محبت که مگر این چند آیات خدا دریابیم، که شاید پس از او دیگر غبطه و غصة رفتن حضرات در قید حیات را نخوریم. که علیالحق وقت کم است و مسیر طولانی...
حضرت آیتالله بهجت (ره) آنچنان محو تماشای حضرت باری تعالی بود که حتی حاضر نبود یک لحظه غفلت نماید تا از فیض حضور دور بماند. مسیر منزل تا مسجد ایشان مسیری بود گواه بر حضور همیشگی آن عالم ربانی ره یافته به حریم حضور؛ عدهای از اطرافیان ایشان حکایت این امر میکنند که ایشان همیشه در حال ذکر بود برای تذکر خویش تا مبادا لحظهای از همراهی در مسیر عشق الهی باز بماند.
از منزل تا مسجد و یا محل تدریس که شاید تنها لحظاتی بود که امکان خاص برای فرود آوردن سرتسلیم برای عبادت را نداشت دائما ذکر میگفت تا همیشه خود را در محضر توحید ذات الهی ببیند و همواره در گوش دلهای ما فریاد بزند: «و ما لِلَّعِبِ خُلِقنا»!
این شد که سه روز در عزایش مصیبت زدهایم. مبنای دل غمگین ما در فراق او بنایی جز غصه از برای فقدان حضور در محضر یار ندارد؛ که او داشت و درک کرد و رفت، پس خدایا ما را دریاب که عقب ماندهایم نه در فرسخی بلکه در فرهنگی. حشره الله مع الائمه المعصومین(علیهمالسّلام) سیما مولانا و متقدائه صاحب العصر و الزمان عجلالله فرجه و سهلالله مخرجه و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره/ انشاءالله تعالی
احسان پوراسد



